خبرها و دیدگاهها در مسیر سرنگونی فاشیسم دینی

درياى دوغ! (در كارگاه تراشكارى رژيم و حاميانش چه مى‌گذرد؟)

كليپ گزارشي پيوست را ببينيد و بشنويد. اين گزارش گوياي وضعيت زار و نزار رژيم فاشيسم ديني حاكم بر ايران است.

(در اين لينك: https://www.facebook.com/Ahmad44mj/videos/961978207658261)

از مشروطیت تا كنون هرگاه ارتجاع و استعمار پشتیبان آن در آستانه جارو شدن از صحنه سياست ايران بوده‌اند، آیت‌الله‌هاي قم و لندن به هم مى‌آميزند و براي «امر مقدس» نجات حكومت ارتجاعي و استبدادي در ايران، هر خشك و تري را به نيش مي‌كشند.
ولي دوران ما با دورانهاي پيشين يكسره ديگرگون است و ديگر نمي‌توانند در دوراني كه انقلاب ارتباطات هر روز مرزهاي نويني را فتح مي كند، اختناق خبری را در فضاي مجازي بلامنازع نموده و مردم را بي‌خبر نگهدارند.
در فضای حقيقي اجتماعي و سياسي ايران هم نيروهايي به ميدان آمده‌اند كه جز به سرنگوني اين حكومت و همه جناحها و دسته‌هاي غارتگرش، رضايت نمي‌دهند.
رزمندگان کانونهای شورشی هم كارزارهاى گوناگون تبليغي، سياسي و نظامي را دم‌افزون بر روي نهادهای دجالگري و سرکوبگري اجرا مي‌كنند.
علاوه بر اوجگيري فعاليتهاي سياسي ايرانيان خواهان سرنگوني رژيم در سراسر دنيا، رژيم به تازگي ضربه‌هاي پياپي سياسي در سطح جهاني و منطقه‌يي دريافت كرد:
دفاع جهاني از حقوق بشر در ايران و محكوميت رژيم از سوي بيشتر كشورهاي دنيا به ويژه بعد از قتل فجيع نويد افكاري.
رژيم به خاطر دخالت‌هايش در لبنان و عراق با سدهاي محكمي از سوي اروپا و آمريكا روبه رو شده و اضمحلال نهايي گروههای نیابتی‌اش در كشورهايي را انتظار مي‌كشد كه زماني «عمق استراتژيك نظام» بودند و غرب هم اين نقش را «حق» رژيم تلقي مي‌كرد.
ضربه سياسي ديگر به استراتژي مفتخورانه رژيم در منطقه، مناسبات نوين و برگشت‌ناپذيري است كه امارات متحده عربي و بحرين راهگشاي آن شدند. روندي كه از سوي ديگر كشورهاي عربي هم ادامه خواهد يافت.
در چنين شرايطي خامنه‌اى كه نمي‌توانست جام زهري كه خميني نوشيده بود را تخطئه كند، باز هم به فرهنگ جنگ و جبهه آويخت و از غوغاي «تحريف» سخن گفت.
آيت الله بي.بي.سي هم با نمايشي در دو پرده، «امدادهاي غيبي» براي نجات رژيم را روي صحنه برد:
پرده يكم:
تا با تفاله‌ها و خنزرپنزري هايي درمانده و پناه برده به رژيم، سياست صلح مجاهدين خلق و شوراي ملي مقاومت ايران را از برابر چشم مردم كنار بزند، وانمود كرد كه گويا اسيراني كه در عراق به مجاهدين خلق پيوسته بودند، در قرارگاه اشرف شرايطي به مراتب بدتر از اردوگاههاي عراق داشته‌اند.
پرده دوم:
با آراستن و پيراستن يك نوار صوتي نخ نما شده از سگ دعواهاي دروني پاسداران در سال 1363 وانمود كرد كه گويا در درون رژيم ولايت فقيه و باندهاي رقيب خميني و خامنه‌اى يا به دست بخشى از همين سپاه پاسداران، «صلح» با عراق يا با دنيا شدني بوده يا هست.
به عنوان يك سياست و تاكتيك هميشگي، آخوندها يك كارگاه تراشكاري ارتجاعي دارند كه سخت مورد حمايت خارجي هم هست. در اين كارگاه تراشكاري، مثل خيلي تراشكارها كه قطعات دستگاههاي صنعتي را به صورت جعلي و دست ساز مى‌تراشند و مى‌فروشند (به قول شادروان احمد كسروى اينها در اين «بافندگى‌ها» استاد مى‌باشند).
اينها هم آلترناتيو مى‌تراشند و به خلق‌الله و خود اروپاييها و آمريكاييها قالب مى‌كنند. غرب هم كه دلش مى‌خواهد اين رژيم سرپا بماند، از اين گونه آلترناتيوها حمايت مى‌كند و بقيه را هم فرا مى‌خواند كه: «حالا همين هم غنيمت است. اين قدر ايرادگيري نكنيد و ماكسيماليست نباشيد. شما داريد زياده‌خواهي مي‌كنيد. سياست دنياي ممكن هاست. شما دنبال نشدنى‌ها و غيرممكن‌ها هستيد!!»
يعني اول سرنگونى را ناممكن وانمود مى‌كنند بعد به ما ايراني‌هاى حقيقى خواستار آزادي و دموكراسي، چنين برچسب مي‌زنند.
اكنون علاوه بر آن‌چه در اين كليپ گزارشي-تحليلي مى‌بينيد، خودتان پرسش‌ها و پاسخ‌هاي نوينى بيفزاييد كه چرا موسوى خوييني‌ها، (كه معروف شده بود به گرانيگاه اصلاحات) همه آنهايي كه به‌طور فزاينده بر نفرتشان از اين رژيم افزوده مى‌شود را به «اصلاح» اين رژيم از درون خودش فراخواند؟ و چرا سرنگوني اين رژيم را تنها سرابي بيش ندانست؟
چرا حدود شصت نفر آدم‌ها‌ى بدنام و برخى گمنام به عفو بين‌الملل فراخوان دادند كه به خاطر انتشار گزارشهايى از جنايتهاي رژيم با همدستي و مشاركت ميرحسين موسوى در كشتار زندانيان سياسى در سال67 به نخست وزير محبوب خمينى «اعاده حيثيت» كند.
چرا در كارگاه تراشكاري ارتجاع و استعمار، از اين يا آن فرد در جناحهاى درونى رژيم يا عوامل اطلاعاتى‌اش، هر روز آلترناتيوهاى جعلى تازه‌يى مى‌تراشند. ولو كه زنداني همين رژيم باشد، ول‌ تا زماني كه از در مسالمت با رژيم، درآمده باشد، براي رژيم قابل تحمل است.
اين توليدها و تراشكارى‌ها براي رژيم هر چه داشته باشد، «درياي دوغ» است.
مي‌گويند فردي كنار دريايي نشسته بود و از يك كاسه كوچك با قاشق چايخورى، ماست برمى‌داشت و در آب دريا مى‌ريخت و آن را هم مى‌زد.
شاهدان صحنه پرسيدند: چكار مى‌كني؟
گفت: دارم دوغ درست مى‌كنم.
گفتند: آخر با يك كاسه در آب دريا؟
گفت: تصور كنيد كه اگر بشود، خودش «يك دريا دوغ» خواهد بود!!
اين است حكايت آلترناتيوتراشي براي يك رژيم پابه گور و رو به سقوط!
اشتراک:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نوشته‌های پر بیننده

حمله گارد ضدشورش به کارگران آذرآب اراک با باتوم و گاز اشک‌آور

حمله گارد ضدشورش به کارگران آذرآب اراک با باتوم و گاز اشک‌آور
دوازدهمین روز تجمع و اعتراض کارگران آذرآب اراک به خشونت کشیده شد. بدنبال تجمع و اعتراض کارگران آذرآب اراک در روز یکشنبه ۲۸ مهرماه ۹۸ ماموران نیروی انتظامی به همراه نیروهای ضدشورش از ساعت ۳ بعدازظهر امروز یکشنبه28مهرماه به کارگرانی که تجمع کرده بودند حمله ور شدند.
آنها برای پراکنده کردن کارگران با شلیک گاز اشک آور به کارگران حمله کردند.
گارد ضد شورش با باتوم شماری از کارگران را مجروح و مصدوم کردند. نیروهای امنیتی شیشه‌های ساختمان کارخانه و خودروهایی که در محل کارخانه پارک شده بود، را نیز خرد کردند.
این کارگران صبح امروز یکشنبه در دوازدهمین روز اعتراضات خود ریل راه‌آهن شمال به جنوب را مسدود کردند. خواسته کارگران خلع ید از سهامداران فعلی آذرآب و لغو خصوصی‌سازی این کارخانه می‌باشد.
پیش از این نیز روز یکشنبه ۱۴ مهرماه کارگران آذرآب و هپکو جاده ورودی اراک را مسدود کردند. آنها در اعتراض به نحوه واگذاری و فروش این شرکت، دست به تجمع زده و اقدام به بستن میدان ورودی شهر در کیلومتر ۱۲ جاده اراک – تهران کردند.
روز دوشنبه ۱۵ مهرماه نیز کارگران کارخانه آذرآب در اراک در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق معوقه شان و تعیین تکلیف نشدن سهامدار، دست به تجمع زدند.
تجمع کارگران با حمله گارد ضدشورش همراه با شلیک گاز اشک آور مواجه شد.
نیروهای گارد ضدشورش به پارکینگ کارخانه آذرآب نفوذ کرده و از ورود پرسنل به شرکت جلوگیری کردند.

دیگر صفحات

دنبال کننده ها