در سوگ دلگیر شجریان
نوشته از: حميدرضا طاهرزاده
بیائید، بیائید، خروشید و بجوشید، « شجر» رفت ز دنیا!
بگریید، بگریید، سیه جامه بپوشید ، « شجر» رفت ز دنیا!
همان بلبل آواز ، همان جلوه ی هر ساز، همان همدل و همراز!
همان صوت که میکرد بس اعجاز، « شجر» رفت ز دنیا!
به سر داشت دو صد پند، به لب همیشه لبخند، دلش همیشه دربند
دلی همیشه عاشق، ولی دل ز جهان کند،« شجر» رفت ز دنیا!
همه آرزویش این بود، که ایران شود آزاد ز فریاد، ز بیداد
نشد برده ی جلاد، بر اوسینه سپر داد، « شجر» رفت ز دنیا!
بگو: تار و نی و عود، به این بدرقه، بدرود چنان چشمه، چنان رود
بگریند و بنالند، به سوگ دل « مسعود» ، « شجر» رفت ز دنیا!
“دکتر مسعود عطائی’
شوربختانه قلمرو پرشکوه موسیقی ایران استاد بی بدیل آواز ، محمدرضا شجریان یکی از برجسته ترین هنرمندان خود را از کف داد. هنرمندی چند جانبه که با ذوق سلیم و قریحه ای سرشار و با سخت کوشی در آموزش موسیقی و نیز با رفتار انسانی و اجتماعیش بجرات او را در زمره نام آورترین و شاید هم محبوبت ترین چهره عالم هنر در دهه های اخیر ارتقا داد . دوستدارانش او را «خسرو آواز ایزان» مینامند و دهها القاب دیگر برایش بکار مبگبرند ..
« او را بدرستی پرآوازهترین هنرمند موسیقی اصیل ایرانی، و روزنامهٔ ونکوورسان وی را یکی از مهمترین هنرمندان موسیقی جهان[ و همچنین رادیوی عمومی ملی (NPR) در سال ۲۰۱۰ شجریان را یکی از ۵۰ صدای برتر جهان معرفی کردهاست.»
اما او همچنان در کمال فروتنی و با مهر ، خویش را همواره « این کمترین،خاک پای مردم ایران» مینامید.
از سال ۱۳۵۵ و در جریان ازمون باربد رابطه دوستی و مودتمان شکل گرفت. از همان زمانها شخصیت انسانی و تواضع چشمگیر و رسیدگی به امور هنرمندان و پیشرفت هنر سالم که همواره مدنظر او بود برایم تحسین برانگیز بود. در جریان قیام ضدسلطنتی استعفا داد و با خواندن ترانه های مبارزانی و مردمی از قیام حمایت کرد. بعد از سرنگونی بدلیل مواضعش مغضوب رژیم واقع شد و هیچگاه خود را به آن نیالود.
از قول چند تن از خواهران مجاهد شنیدم که در فاز نظامی در مکانی که استاد شجریان برای آنها تهیه کرده بود مامن گرفته و از رسیدگیهای استاد برخوردار شده بودند.
در طی چهار دهه گذشته هرگاه که به اروپا سفر میکرد همواره یکدیگر را میدیدیم، در جلسات خصوصی با تار من آوازهای جاودانه ای میخواند و انرا به پیشتازان مقاومت هدیه میداد. قطعه مشترک دیگری با پیانوی استاد شمس و تار اینجامی در درستکاره ماهور اجرا کرد که بسیار زیبا و شنیدنی است. مضامین این آوازها بر اساس اشعار ناب ضد ارتجاعی حافظ و سعدی میباشد که استاد با دقت آنها را انتخاب و اجرا میکرد . برخی از آنها در یوتیوب موجود است.
استاد شجریان با مسئولین مقاومت ( برادران محسن رضایی و حمید اسدیان در المان ) نیز دیدارهایی تازه میکرد و همیشه دل نگران وضعیت بچه ها بود. در سال ۱۳۷۲ هم در سفری که به اروپا داشت برای دیدار مسئولین مقاومت و نیز زنده یاد مرضیه و مادر رضاییهای شهید و دکتر منوچهر هزارخانی به پاریس آمد و بشدت تحت این عزیزان قرار گرفت . او پیوستن خانم مرضیه را میستود و میکفت خبرش در ایران همچون بمبی عظیم جامعه را لرزاند،
شجریان هیچگاه در مقابل رژیم تسلیم نشد. هرگز رسما در صدا و سیمای رژیم برنامه ای اجرا نکرد و همواره نسبت به سو استفاده رژیم هنرکش از آثارش معترض و شاکی بود.
فقدانش بسیار سخت و سنگین است. تسلیت های عمیق به خانواده دلبندش و همه هنرمندان دردمند بویژه هنرمندان شریف مقاومت.
شجریان بدلیل مخالفتها و ایستادگیش در مقابل رژیم بیدادگر خود را « صدای خس و خاشاک » ایران نامید. بهمین دلیل او در این فراز از زندگی هنری خویش به نماد ملی و مقاومت علیه رژیم هنرکش برای مردم ایران بدل شد و بهمین دلیل مورد ستایش میلیونها ایرانی واقع گشت و درگذشتش اینچنین ایران را در سوگ فرو برده است.
هم میهنان عزیز !
بسیاری حقایق و واقعیتهایی در زندگی ایشان در رابطه با مقاومت وجود دارد که من بدلیل ملاحظات خانوادگی استاد از ذکر آن خودداری میکنم و انرا به آینده موکول خواهم کرد
با درود به روان پاک استاد بی بدیل و شریف







هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر